شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
110
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
اول ، رجوع است به حق از روى اصلاح حال به 129 طاعت ؛ همچنانكه در توبه بازگشته بود به حق از روى عذرخواهى معصيت . يعنى خللى « 1 » كه از معصيت واقع بود به طاعت تدارك كند . و الرجوع إليه وفاء ، كما رجع إليه عهدا . دوم ، بازگشتن است به حق به وفاى آنچه در توبه به حق بازگشته بود به عهد . و الرّجوع إليه حالا ، كما رجع إليه إجابة . سيم ، بازگشتن است به حق از روى حال ، همچنانكه در اوّل به حق بازگشته بود ؛ از روى اجابت . يعنى آنچه در مقام توبه اجابت كرده بود و بر خود گرفته ، « 2 » حال وى به « 3 » آن مطابق و موافق بود . توبه ، اعتذار و عهد و اجابت است ؛ و انابت اصلاح و وفا و مطابقهء حال به اجابت . و إنّما يستقيم الرجوع إليه إصلاحا بثلاثة « 4 » أشياء : و تمام نمىشود رجوع به حق از روى اصلاح حال و كار مگر به سه چيز : بالخروج من التّبعات . اول ، بيرون آمدن از تبعات ؛ يعنى ظلماتى كه تابع آثام و ذنوب بود ، به توبه و استغفار در آنچه بينه و بين اللّه است . و به ردّ مظالم و استحلال خداوند آن در آنچه حق العباد است . و التّوجّع للعثرات ، دوم ، « 5 » تألّم باطن و درد و سوز و نيازمندى و پشيمانى از درافتادن به آثام و التزام ذنوب و اجرام . و استدراك الفائتات ، سيم ، دريافتن و تدارك كردن آنچه از وقت بيرون رفته و فوت گشته است ، به قضاى « 6 »
--> ( 1 ) . ج : خلل . ( 2 ) . ع : + بود . ( 3 ) . ع : با . ( 4 ) . ج : بثلاثته . ( 5 ) . ع : دويم . ( 6 ) . ع : قضاء .